این همه سال مثل برق و باد گذشت !

خرید بک لینک
این چند روزه حال خوبی نداشتم .

کلیی کار ریخته بود سرم و من فقط به خوابیدن بیشتر مشغول بودم .

گوشیمو زنگ میذاشتم و بیدار میشدم و از جامم بلند میشدم و یه مقدار به دور و برم خیره میشدم

و باز مثل روزای پیش دوباره میخوابیدم ...

محمد متوجه این حالتم شد و بهم گفت که اینجوری فقط چند روز بعد برای خودت پشیمونی

میاری ! دیدم حرفاش راسته ... تصمیم گرفتم عوض شم .

امروز صبح زود بیدار شدم و رفتم پول بیمه رو ریختم و دفترچه بیمه ها رو تمدید کردم .

رفتم پیش آقای رجبی ( تو پست بعدی بیشتر راجع بهش مینویسم )

بعدش رفتم آموزشگاه و با مربی که اتفاقا آشنا دراومد صحبت کردم که منو به عنوان دانشجو

بپذیره و اصلا مایل نیستم با بقیه مربی ها بردارم .

کارمو درست کرد و فردا اولین جلسه مه و انشاءالله از شونزدهم به بعد بقیه جلساتم

شروع میشه .

امروز خیلی از کارامو انجام دادم .

فقط میمونه برداشتن خال های صورتم که شیش تاست

و ترمیم دندون هام

و آزمایش خونم

که اینها رو باید تا آخر ماه حتما انجام بدم .

آلبالوی ترش...

ما را در سایت آلبالوی ترش دنبال می‌کنید

برچسب: این همه سال کجا بودی,این همه سال,بعد این همه سال,بعد از این همه سال, نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 7:09

صفحه بندی