خرید بک لینک

سلام. الان که دارم اینو می نویسم خونه مریضم هستم. یک پیرمرد ۹۰ ساله.

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 4:40

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 22:24

دیر گاهی است که افتاده ام از خویش به دور شاید این عید... به دیدار خودم هم بروم...

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: شنبه 31 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:39

سلام امروز بیست ویک اردیبهشته و ما می خوابم دوباره بنویسیم. منو تو

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: چهارشنبه 28 ارديبهشت 1401 ساعت: 17:34

دیر گاهی است

که افتاده ام از خویش به دور

شاید این عید...

به دیدار خودم هم بروم...

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:52

لحظه ی دیدار نزدیک است...

باز من دیوانه ام مستم...

باز میلرزد دلم،دستم...

باز گویی در جهان دیگری هستم...

آی نفروشی به غفلت...گونه ام را تیغ...

آی نفروشی سقایی زلفکم را دست...

آبرویم را نریزی دل...

ای نخورده مست...لحظه دیدار نزدیک است...

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:52

پاییز را میپسندم  چون که معافم میکند از پنهان کردن بغضی که در صدایم میپیجد و اشکی که در نگاهم میچرخد آخر همه میدانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 4:33

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم...

که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی...

دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من

سکوت مرگبارم را...

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 15:38

دل من دیر زمانی است که می پندارد دوست&ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 15:38

از امروز می خواهم بنویسم.هر روز ، همین جا. از هرچیز و هرکسی که بشود چیزی درباره آن نوشت.نوشتن مخاطب می خواهد.مخاطب هم باید گوش داشته باشد،آنهم از نوع شنوا.اگر هم همراه گوش خرده هوشی هم باشد که چه بهتر.مخاطب علاوه برگوش مفت و خرده هوش باید وقت و حوصلهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 6:08

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همینجاست بخند

دست خطی که تورا عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خل نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 6:08

به سراغ من اگر مي آييد،

نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بردارد

چينی نازک تنهايي من!

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 3:01

گلی از شاخه اگر میچینیم

برگ برگش نکنیم و به بادش ندهیم

لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم

و شبی چند از آن،هی بخوانیم و ببوسیم و معطر بشویم

شاید از باغچه اندیشه مان گل روید...

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 3:01

نه نغمه ی نی خواهم،نه طرف چمن

نه یار جوان،نه باده ی صاف کهن

خواهم که به خلوتکده ای از همه دور

من باشم و من باشم و من باشم و من(ارغنون)

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 3:01

چند شب پیش توی انجمن بحثی در مورد مدیریت سایت و... بالا گرفت . دبیر قبلی که قبلا یکبار از انجمن رفته بودن و دوباره برگشته بودن - معصومه خانوم - از انجمن لفت دادن و گروه خانوما بدون دبیر موند . این شد که بین من و زهرا فقط من میتونستم دبیر باشم . آقای تحصیلی میگفت خوبه که دبیر شدی . اینجوری برگه های برگزاری کارگاه رو میارم پیش شما تا امضاش کنید . چند وقته یه حسیه تو من رشد کرده , اینکه آقای تحصیلی بهم علاقه داره ! این حس هی قوی تر میشه اما وقتی میبینم با بقیه ی دخترا همونطوری که با من حرف میزنه صحبت میکنه پشیمون میشم . اما با شروع صحبت جدید دوباره بالا گرفتن اون حسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: دوشنبه 15 شهريور 1395 ساعت: 21:07

صفحه بندی