شدم که برم کلاس رانندگی . خیلی سختم بود که روز جمعه , هنوز هوا روشن نشده , با کلی
بی خوابی پاشم برم کلاس .
اما دوست نداشتم بد قول بشم .
وقتی شروع کردم به قدم زدن و اولین نسیم خنک پیچید لای موهام و صورتم رو نوازش کرد
به خودم گفتم خوب شد که زدم بیرون .
خیابون کسی نبود ,
این شد که فرصت شد آروم تر قدم بردارم و راحت تر به در و دیوارا نگاه کنم .
چیزایی به چشمم خورد که جون میدادن برای عکاسی ولی دوربینم همراهم نبود .
مثلا تابلوی قدیمی یه کوچه روی دیوار سیمانیه قدیمی اون کوچه به اسم کوچه ی گلها
یا مثلا بنر خیلی خیلی قدیمی معرفی یه مغازه که از جنس سیمان بود و خیلی جالب بود .
یا ساختمونای قدیمی که پر از پنجره و ایوون بود و حیاطش درخت داشت .
از این خونه ویلایی های فسیل شده .
اونقدری محو زیبایی های شهری که مدت هاست توش زندگی میکنیم , شدم که واقعا
نفهمیدم کی رسیدم .
بنظر من گاهی وقتا چشما رو باید از رنگ ولعاب های مصنوعی شهر , دور کرد و فقط زیبایی
ها رو دید ...
آلبالوی ترش...ما را در سایت آلبالوی ترش دنبال میکنید
برچسب: توفیق اجباری,توفیق اجباری فیلم کامل,توفیق اجباری iranproud,توفیق اجباری watch online,توفیق اجباری کامل,توفیق اجباری اپارات,توفیق اجباری دانلود,توفیق اجباری 2,توفيق اجباری,توفیق اجباری یعنی چه, نویسنده: بازدید: 130