آلبالوی ترش

متن مرتبط با «باز تو نگو» در سایت آلبالوی ترش نوشته شده است

توفیق اجباری

  • نیلوبلاگ

    دیشب تا صبح خوابم نبرد . ساعت شیش صبح بیدار شدم و مختصر صبحونه ای خوردم و آماده شدم که برم کلاس رانندگی . خیلی سختم بود که روز جمعه , هنوز هوا روشن نشده , با کلی بی خوابی پاشم برم کلاس . اما دوست نداشتم بد قول بشم . وقتی شروع کردم به قدم زدن و اولین نسیم خنک پیچید لای موهام و صورتم رو نوازش کرد به خودم گفتم خوب شد که زدم بیرون . خیابون کسی نبود , این شد که فرصت شد آروم تر قدم بردارم و راحت تر به در و دیوارا نگاه کنم . چیزایی به چشمم خورد که جون میدادن برای عکاسی ولی دوربینم همراهم نبود . مثلا ...

    ادامه مطلب
  • تو نگو باز چرا عمق دلم می لرزد !

  • نیلوبلاگ

    درسته خیلییی بیشتر از سنم سختی کشیدم . دوبار تا دم مگر رفتم و برگشتم . داغ خیلی چیزا و خیلی عزیزام موند رو دلم . اما داشتن تو بهترین اتفاقیه که تو زندگیم افتاده . هر چقدر هم سعی کنم از گذشته م درس بگیرم و دل بسته نشم قطعا تلاشم بیهوده س ! نمیشه تو رو دوست نداشت ! اونقدر خوبی که کلمات از توصیفت قاصرند . خوشحالم که یکی از بهترینا عاشقم شده ... یه آقای مهربون . یه مرد واقعی . به قول خودت , یه پسر کوچولوی ریش دار ! دوباره مثل همیشه کنارم بودی . مث امروز . که دستام میلرزیدن . بدنم یخ کرده بود . استر...

    ادامه مطلب